www.3manage.com
لایسنس آنتی ویروس

اینترنت، آنلاین‌ترین جاسوس دنیا!

اینترنت، آنلاین‌ترین جاسوس دنیا!

جاسوسی از طریق اینترنت»؛ مساله ای که در گذشته ای نه چندان دورتنها ذهن اندیشمندان علوم ارتباطات و اطلاعات را به خود مشغول ساخته بود، اینک درذهن تک تک انسان های کره خاکی پرسه می زند.

کیث لیتل، تکنیسین رایانه در ایالت مرکزی واشنگتن می گوید:« هرروز تعداد بیشتری از مشتریانش از او می خواهند برای حفظ حریم شخصی آن ها اقداماتیانجام دهد. او نیز رایانه های آنان را برای یافتن هر گونه برنامه شیطانی جستجوکرده، نرم افزارهای امنیتی در آن نصب می نماید. آنچه مردم را متعجب می کند، آن استکه لیتل برنامه هایی را کشف می کند که برای جاسوسی در رایانه های شخصی، تعبیه شدهاند. و تعجب آن ها بیشتر هم میشد اگر می دانستند نیمی از بیست رایانه ای که وی درهفته بازدید می کند، به چنین برنامه هایی آلوده هستند. » عموما جاسوسی اینترنتی، بهصورت کسب اطلاعات از طریق برنامه هایی معرفی می شود که از راه نصب نرم افزار ها ویا حین گردش افراد در محیط وب وارد کامپیوتر شخصی آن ها شده و تا زمانی که کاربر بهشبکه جهانی وصل است، اطلاعاتی را که روی هارد دیسک او ذخیره شده است برای پایگاههایمطلوب خویش میفرستند. اما این فقط یکی از انواع جاسوسی الکترونیکی است. نوعی کهامروزه تقریبا همه ما آن را می شناسیم و برای جلوگیری از بروز چنین خبر چینی هایی،در کامپیوترهای خویش انواع فایروال ها و نرم افزارهای ضد جاسوسی را نصب می کنیم. بررسی ایمیل های شخصی و سازمانی، گزارش عملکرد « وب گردی» ِ کاربران و سرویس دهیارائه دهندگان خدمات اینترنتی به شرکت ها و سازمان های ذی نفع و به عبارت دیگرمشاهده دقیق عملکرد کاربران و سرویس دهندگان اینترنت به مالکان این دنیای شیشه ایاز انواع دیگر این جاسوسی می باشند؛ جاسوسی هایی که کمتر بدان ها پرداخته شده است. چرا که در صورت پرداختن به این موضوع دیگر منافع یک شرکت و دو شرکت به خطر نمیافتد؛ اینجا منافع ملی یک یا دو دولت خاص به خطر می افتد؛ دولت هایی که در آرزویفتح دنیای مجازی و حقیقی تک تک ما می باشند. مسلما اگر مشتریان کیث لیتل از چنینچیزی باخبر بودند حاضر نمی شدند حتی برای لحظه ای پا به عرصه اینترنت گذارند. امامشکل آنجا است که اکثر ما از جاسوسی عظیمی که همزاد دنیای مجازی است، ناآگاهیم و دربرابر طرح چنین اندیشه هایی خواهیم پرسید:« چگونه چنین مساله ای ممکن است؟ مگر نهاینکه اینترنت فضایی است که هیچ گونه مالکی ندارد و هیچ دولتی نمی تواند بر اعمالانسان های مجازی این دنیا نظارت و کنترل داشته باشد؟» آنچه میخوانید مطالعه وضعیتامروز شبکه جهانی است. شاید پس از خواندن این نوشته پاسخی برای این سوال ها بیابیم. همان طور که میدانید تشکیل اینترنت ابتکاری بود از سوی پنتاگون. جریان از این قراربود که وزارت دفاع ایالت متحده آمریکا پس از آنکه شوروی سابق، سفینه Sputnik را بهفضا فرستاد ، شبکه ای از ارتباطات را در اختیار پژوهشگران طرف قرار داد خود گذاشتتا آنان بتوانند پروژه های نظامی خود را با موفقیت به اتمام رسانند و بدین وسیلهموجبات برتری همه جانبه آمریکا بر شوروی و سایر کشورهای رقیب را فراهم آورند. اینشبکه از سوی بنیاد ملی علوم ( NSF) ، در آمریکا تعمیم یافت و اندکی بعد نه تنهاجامعه آمریکا بلکه تمامی جهان را نیز در بر گرفت؛ همین نهاد یعنی NSF تا اواسط دهه ۱۹۹۰ نقش عمده ای را در مدیریت منابع اینترنتی بر عهده داشت که با ظهور تجارتالکترونیک در اواسط دهه ۱۹۹۰ این بنیاد جای خویش را به وزارت بازرگانی آمریکا داد. برای آنکه معنای مدیریت منابع اینترنتی را بهتر درک کنیم، لازم است توضیحی کوتاهراجع به ساختار منابع منابع اینترنتی آورده شود. ساختار منابع اینترنتی بدان صورتاست که هر دستگاه سخت افزاری( مانند رایانه شخصی) دارای یک هویت اینترنتی است کهاین هویت به صورت شماره اینترنتی منحصر به فرد تعریف می شود. شماره اینترنتی ازچهار جزء ( – . – .- . -) تشکیل شده است که هر جزء عددی از ۰ تا ۲۵۵ می باشد. ازآنجا که حفظ کردن تعداد زیادی شماره چهار جزیی کاری است تقریبا غیر ممکن، کاربرانعادی معولا از نام دامنه اینترنتی استفاده می کنند. وقتی نام دامنه را در صفحهمرورگر تایپ می کنیم این نام به کارگزاری فرستاده می شود که کار آن ترجمه نام بهشماره اینترنتی است و این شماره برای اتصال مقصد مورد نظر در اختیار شبکه قرار میگیرد. و از آنجا که نشانی هر دستگاه متصل به اینترنت باید به طور منحصر به فرد قابلشناسایی باشد، نوعی هماهنگی جهانی برای توزیع و حفاظت شماره ها و نام های اینترنتیلازم است. این هماهنگی همچنین شامل نظارت و مدیریت داده های تعدادی کارگزار مادرموسوم به کارگزاران ریشه می شود. همان طور که گفته شد از اواسط دهه ۱۹۹۰، مدیریتاین سه منبع یعنی شماره ها و دامنه های اینترنتی، و کارگزارهای ریشه به وزارتبازرگانی آمریکا سپرده شد. این وزارت در نوامبر سال ۱۹۹۸ تفاهم نامه ای را با یکشرکت خصوصی غیر انتفاعی در ایالت کالیفرنیا به نام ICANN به امضا رساند، و طی آنرسما راهبری و مدیریت اینترنت را مشروط به اینکه این شرکت ارتباط حقوقی خویش را بادولت آمریکا حفظ کند، به وی سپرد؛ مدیریتی که تا کنون با حفظ مصالح دولت آمریکاادامه یافته است. تامین پایداری و امنیت شبکه اینترنت وتوزیع عادلانه منابعاینترنتی اهم اهداف این راهبری می باشند. بر مبنای این اهداف، اختیارات و امکاناتاست که آیکن به راحتی می تواند تمامی اطلاعاتی را که در شبکه جهانی رد و بدل می شودکنترل کرده و از آن ها استفاده لازم را به عمل آورد. بنابراین دیگر جای تعجب نیستکه بشنویم:« در یک سال حدود ۲۴ ملیارد دلار در اثر جاسوسی ها اقتصادی نصیب دولتآمریکا می شود.» همچنین طبیعی به نظر می رسد که دولت آمریکا که حافظ امنیت جهانیاست برای حفظ امنیت دو دنیای ما یعنی دنیای مجازی و حقیقی، دست به مختصری جاسوسیسیاسی بزند؛ چیزی که عملا پس از حادثه ۱۱ سپتامبر به تصویب دولت بوش رسید. اما درمورد خود کارگزارهای ریشه بهتر است بدانیم امروز ۱۳ کارگزار ریشه در جهان وجود داردکه از این تعداد ده کارگزار در خاک آمریکا قرار دارند، و سه تای دیگر در کشورهایانگلستان، سوئد و ژاپن در مرکزهای تجمع اتصال های اینترنتی بزرگ ناحیه قرار گرفتهاند. همچنین مرکز ثبت چهار دامنه اصلی یعنی com، net، org و biz شرکت های آمریکاییهستند و شرکتی که امتیاز ثبت دامنه info را دارد، بیشتر سرمایه اش آمریکایی است. دامنه های mill و gov نیز مختص به دستگاه نظامی آمریکا و دامنه edu دامنه اختصاصیدانشگاههای آمریکا می باشد. در همین جا بد نیست به این موضوع اشاره کنم که درسالهای اخیر دادگاههای آمریکایی خود را تنها مرجع دعاوی حقوقی مربوط به این دامنهها دانسته و حتی رای داوری های بین المللی را نقض کرده و شرکت های صاحب امیتازدامنه های اصلی، رای دادگاه کشور متبوع خویش را به اجرا می گذارند که نمونه اخیراین موضوع را در مسدود کردن سایت های حزب الله لبنان مشاهده کردیم. وقتی این جملاترا مینویسم ناخودآگاه به یاد فیلم «هزار و نهصد و هشتاد و چهار» جرج ارول می افتم؛این فیلم نمایشگر حکومتی توتالیتر است که خود را در حکم برادر بزرگتر بشریت می داندو به بهانه حفظ نظم ، امنیت و جلوگیری از جنایت فکری از طریق رسانه های جدید تمامکردارهای جامعه حتی رفتارهای شخصی و خصوصی آنان را کنترل می کند. نکته جالب در اینفیلم آن است که رسانه هایی که در « هزار و نهصد و هشتاد و چهار » به تصویر کشیده میشوند تلویزیون هایی دو طرفه هستند که علاوه بر انتقال پیام سران حزب حاکم به مردم،برای مشاهده اعمال اجتماع و نظارت بر کلیه تخلفات حزبی به کار می رود. امروزهاینترنت به خوبی نماد آن تلویزیون های دو طرفه می باشد که جهت جاسوسی های مدرن توسطحکومت ها به خدمت گرفته می شود. پس از این حاشیه کوتاه اما ضروری باز می گردم بهبحث اصلی خویش؛ تا این جا ظاهرا به این نتیجه رسیدیمکه دولت ایالات متحده آمریکاعملا حاکم مطلق دنیای مجازی ماست. حاکمی که با در اختیار داشتن مدیریت منابعاینترنتی، مدیریت ثبت دامنه های اصلی و اکثریت مطلق کارگزاری های ریشه به خوبی اینفرصت را دارد که از تمام وقایعی که در شبکه جهانی رخ می دهد، مطلع شود. دقت داشتهباشید که آنچه خواندید فقط بخشی از ماجرا بود و اشاره نکردم به ماشین های جاسوسی کهتوسط سازمان های اطلاعاتی آمریکا برای کنترل تمامی ای میل هایی که در سرتاسر جهاناز طریق اینترنت رد و بدل می گردد، به کار گرفته می شود و اشاره نکردم به اینکه پرمخاطب ترین سایت های جهان و پر طرفدارترین شرکت های نرم افزاری جهان تحت کنترل دولتآمریکا است؛ به عنوان مثال مایکروسافت که پر در آمدترین شرکت فعال در عرصه IT و ICT می باشد تبعه دولت آمریکاست و مرکز تحقیقاتی این شرکت در اسرائیل بر روی یک دهکدهاشغالی بنا شده است. از سوی دیگر اخبار حکایت از آن دارد که این شرکت از شرکت هاییاست که بیشترین میزان جاسوسی اینترنتی را انجام می دهند. به راستی شما خوانندهگرامی چه نتیجه ای از این دو مقدمه میگیرید؟ اینک پس از بیان این همه که شواهدیبودند بر اثبات مدعای اولیه که « جاسوسی های عمده و خطرناک دنیای الکترونیکی توسطصاحبان شبکه جهانی صورت می گیرد» تا چه حد جواب سوالهایمان را گرفته ایم؟ آیا بهراستی اینترنت همان دنیایی است که علت اصلی پیدایش و گسترش آن، نظارت و کنترل دقیقکردار و رفتار جوامع بشری است؟ شاید جواب در آغاز ناامید کننده به نظر رسد اماحقیقت هیچ گاه یاس آور نیست؛ حقیقت برای اهل حق تلخ نیست؛ بلکه شیرین است هر چند باسختی مملو باشد. اگر بپذیریم که دینای مجازی دنیایی است که برای تمام جوامع بشری بهخصوص مسلمانان سر تا سر ناامنی و مملو از بحران کنترل و جاسوسی می باشد، باز هم بهاعتقاد من راه خلاصی بسیار روشن وجود دارد. در وضع موجود بر این باورم که تنها راهنجات مبارزه است؛ مبارزه با نظم نوین جهانی که میخواهد همه چیز را در خویش ببلعد. نظمی که جاسوسی های حقیقی را پنهان می دارد و تنها آن هایی را که با حیات وی هیچارتباطی – ویا ارتباط کمی دارند – رسوا میکند. به اعتقاد اینجانب تنها راه مبارزهبرای پایان دادن به جاسوسی هایی که تا حد تهدید منافع ملی و دینی ما پیش رفته اند،جدا شدن از شبکه جهانی و تشکیل یک شبکه ملی در گام نخست و سپس گسترش پله ای اینشبکه در میان ملت های مسلمان برای نیل به شبکه جهانی اسلام می باشد. در واقع لازماست که ما از شبکه جهانی فعلی جدا شده و تمام مراحلی را که مالکان آن شبکه پشت سرگذاردند طی کنیم؛ باشد که بتوانیم شبکه ای ایجاد کنیم که مالک آن مسلمانان باشند ومالک مسلمانان کیست به جز خدا؟ اینک به عنوان آخرین سخن از شما خواننده محترم میپرسم؛ آیا هنوز زمان آن فرانرسیده که به مصداق آیه شریفه « یا ایها الذین آمنوا منیرتد عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه؛ اذلة علی المومنین، اعزة علیالکافرین؛ یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومة لائم؛ ذلک فضل الله یوتیه من یشاءوالله واسع علیم»(۴)، ما مسلمانان؛ ما خودی ها اختلافات درونی خویش را کنار گذاشتهو در برابر جهان کفر قد علم کنیم و جهانی بسازیم سر تا سر امنیت، صلح و آزادی؛جهانی که نه بر پایه نظم نوین بلکه برای پایه نظم مبتنی بر تقوا استوار باشد؟

 

یک نظر بگذارید

دسته‌ها

اين سايت را حمايت مي کنم